تبلیغات
مستی از جرعه ای شعر

گمشده





حس می کنم

باید یک چیز کوچکی 

یک جای جهان گم شده باشد

که پی آمدی بزرگ داشته است


مثل قانون آشوب و برخال

که پروانه ای

در چین بال می زند

و طوفانی 

سیستان را می برد

مثل اعتماد به نفس من

در تمیزی مطبخ خانه ام

که با گم کردن یک دستمال جادویی

شدیدا افت می کند


باید یک چیزی یک جای جهان 

گم شده باشد

شاید یک لبخند

که نتیجه اش

این همه ویرانی

بی رحمی

شقاوت

و تباهیست


حس می کنم

یک چیز کوچک

یک جای این جهان خیلی بزرگ

گم شده است


"زهرا قمری فتیده"


دنبالک ها:
تاریخ ارسال : پنجشنبه 9 بهمن 1393 05:51 ب.ظ | نویسنده : زهرا قمری فتیده

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 بهمن 1393 02:15 ب.ظ
از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد
وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک برخواهم کرد
ﻣﻦ ﻻ‌ﯾﻖ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺁﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ...
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻗﯿﺪ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺰﻧﺪ!
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺒﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ
ﺗﺎ ﮐﻮﭼﻪ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﻔﺘﺨﺮ ﺷﻮﺩ
ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﺎﺱ ﺑﮑﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ
ﯾﺨﻬﺎﯼ ﻗﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﺮﻭﺭ ﺁﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺩﺭ ﺩﺷﺖ ﻫﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﺗﻮ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ
ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺠﺰ
ﯾﮏ ﺯﺧﻢ ﭼﺮﮎ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ
ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ
ﺟﺰ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ..

زهرا قمری فتیده

تاریخ ارسال : شنبه 11 بهمن 1393 11:21 ق.ظ
عالیعالی

زهرا قمری فتیده

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.