تبلیغات
مستی از جرعه ای شعر

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ


باید نشست در گذر لحظه های عمر

فکری برای ثانیه های صبور کرد


(فکر کنم از سید حسن حسینی)



فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a7/KriatYamSoof.jpg

خدایا

موسی نیستم

عصا ندارم

ید بیضا ندارم

طور ،دور است

صدایت کردم

و تو مرا از ظلم رهاندی.


سپاس چون تو خدایی را که از رگ گردن به من نزدیکتری.



"زهرا قمری فتیده"


تاریخ ارسال : یکشنبه 10 خرداد 1394 07:15 ب.ظ | نویسنده : زهرا قمری فتیده

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.