تبلیغات
مستی از جرعه ای شعر

نگرد؛یوسف تو،توی هیچ چاهی نیست




میان دست و دل من،اگرچه راهی نیست

نمی رود دل دستم به تو ،گناهی نیست


چنین که سوخت مزرعه ی باورم به صاعقه ات

امید بارش از این ابرهای کاهی نیست


تمام راه کویر است ،سوزناک و مخوف

نگرد،یوسف تو ،توی هیچ چاهی نیست


میان ماندن و رفتن ،در این دقایق تلخ

به غیر بیم و امید تو،جان پناهی نیست


برای دلخوشی خاطرات تنهاییم

مرور وعده ی تاریخیت که واهی نیست؟!


مرنج از من اگر دست پیش می گیرم

سقوط عاقبت ماست،گرچه پرتگاهی نیست! 


"زهرا قمری فتیده"





دنبالک ها:
تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 بهمن 1393 11:57 ق.ظ | نویسنده : زهرا قمری فتیده

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 11 بهمن 1393 11:23 ق.ظ
عالی عالی

زهرا قمری فتیده

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.