تبلیغات
مستی از جرعه ای شعر

صبر و سکوت



سکوت می کنم
...

همچون خداوندم ...

که هزاران سال است سکوت کرده است

و کسی از او نمی پرسد ...چرا؟؟؟!!!


سکوت می کنم...

مانند مریم...

چون زمانی که با تمام وجود ایمان زده اش...

عیسای پیامبری را در آغوشش کشید...

و قلب بیت المقدس را نشانه رفت...



سکوت می کنم همچون ذکریا...

زمانی که خدایش ...

وعده ی یحیای حکمت را به او داد...

سکوت می کنم چون یوسف ...

زمانی که برادران خطاکارش را بازشناخت

و به جای سخن گفتن...

فقط در خفا گریست...

با تمام صبرم...

سکوت می کنم...

با توسل ،به تمامِ صبری که ...

با آن... (محمد)(ص)،ازتمامِ خودش گذشت...

تا...

تا...

تا...


دنیایی را به آرامش دنیایم...نزدیک کنم...


آی هارون ِبرادری ...

بترس از روزی که...

موسای صبرم ...

از طور شکیباییش...

بر سامری نامهربانی قومت نازل شود...

دیگر خود خدا هم...

جلودار طغیانم نخواهد بود...

آآآآیییی...هارون

حواست باشد!!!


"زهرا قمری فتیده"




دنبالک ها:
تاریخ ارسال : شنبه 11 بهمن 1393 04:38 ب.ظ | نویسنده : زهرا قمری فتیده

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجشنبه 23 بهمن 1393 11:46 ق.ظ

زهرا قمری فتیده

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.